مهاجران استرالیا

گردگیری وبلاگ و نوشتن چند خط پس از 6 ماه و جواب چند سوال تکراری

بعلت مشغله زیاد این چند وقتی بود که نتونستم چیزی بنویسم . ولی کماکان میخوام ادامه بدم . متاسفانه در این چند وقت اخیر هم کونیزلند ما هم دچار حوادث ناگوار از قبیل سیل و توفان شد و خسارات زیادی رو ببار اورد. اول از همه عرض کنم که ایالت کوئینزلند تقریبا هم اندازه ایران هستش پس یعنی خیلی جاهاش هنوز سالم هستش. ایام کریسمس که با سیل در قسمت مرکزی کوئینزلند شروع شد و شهرهای راکمپتون ، امارالد، گیمپی و ماکای رو زیر آب برد و راههای اصلی رو بست . بعد از یکی دو هفته هم به مرکز کوئینزلند یعنی بریزبین رسید و مناطق غربی و جنوب غربی و مرکزی بریزبین رو نابود کرد. و مجددا همین چند روز پیش هم توفان یاسی مناطق شمالی کوئینزلند شامل شهر زیبای کینز و شهر تاونزویل رو خسارت وارد کرد. خب به لطف خدا و کمک و دلسوزی گسترده مردم و از همه مهمتر مدیریت بسیار عالی خانم آنا بلای (فرماندار کوئینزلند) و اطلاع رسانی عالی در این مواقع بحرانی این بحران کمترین تلفات را داشت هرچند که هنوز روند بازسازی ادامه دارد.

یک نمونه از این دلسوزی های مردم که واقعا تاثیر گذار بود رو من شرح می دم که ببینید چقدر مردم اینجا روحیه تیمی دارند و به داد هم می رسند : پس از فروکش کردن سیل در رسانه ها اعلام کردند که کسانی که تمایل دارند به سیل زده ها در تخلیه آب و گل و لای و اسباب از بین رفته کمک کنند در فلان مناطق بهمراه یک سطل و بیل یا تی بیایند. فقط این رو داشته باشید که فروشگاه بانینگز ورهاس (فروشگاه زنجیره ای لوازم باغبانی و تعمیرات خانه) ساعت ۴ بعداز ظهر اعلام کرد که تمامی بیل و تی و ... سولدات شده و دیگه مراجعه نکنید برای خرید و فردا هم سرکار دو سه تا از بچه ها گفتن ما رفتیم و دیگه نیاز نداشتن.

اتفاقات بسیار مهم دیگه عوض کردن کارم بود. دیروز آخرین روز کاری من با شرکت قبلی ام بود و از روز دوشنبه کار جدیدم رو شروع میکنم. دیروز پس از ۲۶ ماه باید از دوستای خیلی خوبم و همینطور که میز و لوازم و از همه مهتر برنامه زمانبندی که از اول تا آخرش رو خودم نوشته بودم خداحافظی میکردم. دیروز بعد از ظهر به همین مناسبت بچه های شرکت یک مهمونی تو یکی از این بارهای بریزبین ترتیب دادن و دور هم دو سه ساعتی خوش گذروندیم.

حالا جواب چند سوال تکراری :

۱- من متخصص فلان رشته و .... هستم : بازار کار من جطوریاس و ...؟ به خدا من اصلا اطلاعاتی جز برنامه ریزی و کنترل پروژه ندارم.

۲- من از کجا شروع کنم و چه مدارکی آماده کنم : من اصلا اطلاعاتم به روز نیست بنابراین نمی تونم در خصوص هیچ ویزایی چه مهاجرتی چه دانشجویی چه ... راهنماییتون کنم.

۳- در خصوص مخارج پرسیده شده : بطور خلاصه شما این مخارج ماهیانه رو حداقل باید برای مدتی که فکر میکنید بیکار هستید کنار بگذارید بطور متوسط افراد ۲ تا ۴ ماه بیکار هستند: اجاره خونه : تقریبا ماهی ۱۴۰۰-۱۲۰۰ دلار - خوردوخوراک تقریبا ماهی ۳۰۰ تا ۴۰۰ برای دو نفر - اینترنت و تلفن : ماهی ۱۰۰ ذلار - برق تقریبا ماهی ۱۰۰ دلار - بنزین برای ماشین تقریبا ۱۰۰ دلار- لباس و پوشاک : بستگی به خودتون داره تی شرت و شلوار ده دلاری از بیگ دبیلیو و یا کی مارت میتونید بخرید تا برسه به شلوار ۳۰۰ دلاری دیوید جونز یا مایر . اتوبوس و مترو : بطور متوسط روزی ۸ تا ۱۰ دلار نفری. باز بپرسید من بگم

سعی میکنم دوباره بیام و باز هم بنویسم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/11/16ساعت 14:40  توسط رضا رهنما  | 

رفت و آمد به ایران

از اونجایی که خانم همسر در یکی دو ماه آینده قصد دارن برن ایران  مجبور شدم یک براورد قیمت و زمان برای تمامی راههای مسافرت انجام بدم.

راه اول (که خوب همه میدونند) : هواپیمایی امارات - بریزبین-دوبی-تهران قیمت حدود ۱۹۵۰ دلار

راه دوم (که باز هم همه میدونند) : هواپیمایی الاتحاد - بریزبین - سنگاپور - ابوظبی - تهران - جالبه که دقیقا ۱۹۵۰ دلار مثل امارات . فقط مشکل اینکه که این هواپیمایی یکی دو روز در هفته پرواز داره.

راه سوم : هواپیمایی مالزی تا کوالالامپور و بعد ایران ایر تا تهران قیمت حدود 1750 دلار- مشکل فقط برگشت هستش که فاصله زمانی دو پرواز بسیار کم هستش و در صورت تاخیر ایران ایر پرواز بعدی رو از دست خواهید داد.

راه چهارم : گلد کوست تا کوالالامپور با AirAsia و بعد با ایران ایر. قیمت حدود 1400 دلار ولی برای رفت باید یک شب تو مالزی بمونید و برای برگشت یک 10 ساعتی تو فرودگاه بشینید. در ضمن این Airasia هزینه بار و غذا رو جداگانه حساب میکنه. نکته دیگه این که شنیدم فرودگاهی که Airasia میشینه با کمی فاصله با فرودگاه اصلی کوالالامپور داره.

راه پنجم که بسیار جدید هستش : Airasia پرواز از کوالالامپور مستقیم برای تهران گذاشته و قیمتش یک بلیط رفت و برگشت گلدکوست تا تهران تقریبا 1300 دلار درمیاد. فقط تا قبل از کریسمس زمان های ورود به کواالا و خروجش به ایران به هم نمی خورن و باید یک شب تو کوالالامپور بمونید ولی از دسامبر در صورت عدم تاخیر از گلدکوست میشه به پرواز بعدی رسید.

راه ششم : جت استار اگر پروموشنی داشته باشه برای تایلند، میشه هم رفت تایلند رو دید و بعدش هم با ایران ایر از پاتایا رفت تهران. درحالت عادی Jetstarقیمت بلیط های خارجی اش برخلاف قیمت پروازهای داخلیش گرونه.

راه هفتم : هم رفتن به سیدنی و پرواز با قطرایرویز هستش که خیلی گرون درمیاد.

در هرصورت من امارات رو توصیه میکنم و خودم هم امارات رو میگیرم. ولی اگر وقت دارید و میخواهید مالزی یا تایلند رو ببینید آپشنهای بالا رو در نظر بگیرید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 5:9  توسط رضا رهنما  | 

مهاجرت خوب است یا بد ؟

در وهله اول باید بگم این پست در جواب یکی از هزاران سوال خوانندگان وبلاگ و دوستان و آشنایان و ... مینویسم که دائم این سوال و سوالات مشابه مثل "اینجا چطوریه؟" و "راضی هستید؟" و ... را می پرسند.

در حال حاضر پس از گذشت ۲۱ ماه زندگی در بریزبین فکر میکنم بتونم راحت تر قضاوت کنم و نظر بدهم.

همونطور که فکر می کنم در یک پست در وبلاگم خیلی وقت پیش توضیح دادم من زندگی در اینجا را به سه دوره تقسیم میکنم :

۱- ۶ ماه بدو ورود : معمولا در این دوره به قول معروف افراد داغ هستند و سرشون شلوغ از یک طرف اگر از ایران امده باشند و تجربه زندگی در سایر کشورها را نداشته باشند زرق و برق مغازه ها و نظم و انضباط و مشتری مداری و .... خیلی به چشمشون میاد و راه میروند و از اینجا تعریف میکنند هرچند که این زرق و برق ها در مقایسه با اروپا و حتی دبی ناچیز است. از طرف دیگر تو ۶ ماه اول دنبال اجاره خونه و خرید ماشین و لوازم زندگی و .... هستند و در حال امضای قرارداد تلفن و اینترنت و موبایل و بیمه و ... از همه مهمتر کاریابی هستند و به قول معروف کارهایی دارند که انجام بدهند و زیاد وقت فکر کردن ندارند که فکر کنند چرا امدند یا امدنشان بهر چه بوده است؟.

۲- ۶ ماهه دوم تا ماه ۱۸ ام ( یا سال دوم برای ادمهای سخت گیرتر) : پس از ۶ ماه همه چیز تقریبا روی غلطک افتاده : کار رو استاد کرده اند ماهیانه حقوق نسبتا خوبی میگیرند که تقریبا خیلی از مخارج رو کاور میکنه. همه چیز و همه سرویسها تقریبا اینترنتی هست و نیازی ندارند که وقتشون هدر داده بشه. بنابراین وقت آزادشون زیادتر میشه - جذابیتها و زرق و برق ها کمرنگ تر میشه و بقولی عادی میشه. و بعضا نقاط ضعف اینجا شروع میکنه به نمایان شدن مثلا عجب لهجه ای دارن (البته این رو که از روز اول میگن) یا گوشه کره زمین افتاده و به همه جا دوره و یک کم که جلوتر برید و اگر سطح زندگی تون رو کمی بالاتر ببرند و حتی خونه بخرند متوجه میشوند ای بابا چیزی به اونصورت ته حقوقه نمیمونه و از این حرفها.... . بعضی موقع ها هم دلشون که تتگ میشه میگن چرا اومدیم چه غلطی کردیم و از این حرفها.... .

۳- دوره سوم به نظر من دوره ثبات هستش. در این دوره افراد معمولا به نظم و انظباط اینجا عادت کرده اند بعضا بچه دار شده اند یا بچه اشان با محیط اخت شده یا دوستان زیادی پیدا کردند و به هیچ نمی توانند در ایران با اون سطح نظم و رفاه و ازادی زندگی کنند. شاید بارها تو اقوام خود دیده اید که بعضی از اقوامی که در خارج دارید بارها تصمیم جدی گرفتند که بیایند و ایران ادامه زندگی بدهند ولی پس از یک ماه دوباره به غربت برگشته اند.

به نظر من تمام سختی مهاجرت در دو چیز خلاصه میشود : ۱- زندگی در جامعه ای با فرهنگی غیر از فرهنگ میهن ۲-دوری از اقوام و خویشاوندان نزدیک

مورد اول به نظر من در استرالیا بسیار جزئی است چون اینجا مولتی کالچرال هست و از تمامی اقوام در اینجا وجود دارند و از بچه ۵ ساله اوزی تا پیرمرد ۹۰ ساله اوزی میدونند و یاد گرفته اند که باید با مهاجر ها سروکله بزنند و اینها جز اصلی جامعه هستند. بنابراین غلط و غولوط صحبت کردن هم در سالهای اول بسیار طبیعی و عادی میباشد برای اونها . نکته دوم اینکه خودشون هم اصالت انگلیسی دارند و خود به نوعی مهاجر هستند بنابراین این سختی زیاد حس نمیشود. اما مورد دوم معمولا یک گاز انبر دوطرفه یا یلکه سه طرفه هست. معمولا یک پای ثابت اقوام درجه یک هستند مثل پدر و مادر و برادر و خواهر که با هر تماس شروع به گریه و گلایه و دلتنگی میکنند که خود یک محرک فکری است. طرف دوم خود فرد هست که بعضا بدلیل زندگی در غربت دلتنگی اقوام و یا وطن را میکند. حتی اگر دو مورد اولی هم در فردی وجود نداشته باشد امکان دارد در همسر وی وجود داشته باشد. که خود نوعی محرک به حساب میاد.

اما سوال این است که خب که چی بالاخره - مهاجرت خوب است یا بد؟

به نظر من جواب بسیار ساده است : ایران کشوری است که ۴ رکن اصلی زندگی انسان شامل ۱- جان ۲- وقت ۳-شخصیت ۴-آزادی و حریم خصوصی اصلا بها و ارزشی ندارد.در مقابل در اینجا این ۴ رکن در دردرجه اول اهمیت است نه به خاطر اینکه عاشق چشم و ابروی ما هستند بلکه با یک حساب سرانگشتی یک زوج شاغل بطور متوسط ۴۰ هزار دلار در سال یا بعبارتی بالغ بر ۳۲۰۰ دلار در ماه مالیات به دولت می پردازند و در قبالش این ۴ رکن رو حق اصلی خود میدانند.

کمی در رابطه با این ۴ رکن بنویسم و مقایسه کنم :

۱- جان : انصافا در همین تهران چه حوادثی ناشی از بی مسئولیتی افراد اتفاق افتاده . سقوط هواپیما که یک اتفاق روتین هستش . پیدا کردن پلاک شهدا و تشییع جنازه که دیگه عادی است. اون زمانها یادمه برنامه در شهر هر روز چند تایی سوژه داشت مثل فرو ریختن ساختمون بخاطر خاکبرداری نادرست. آتیش گرفتن پژو ۴۰۵ که دیگه نقل و نبات بود. وارد بحث کشته شدگان سیاسی اصلا نمیشم چون این ویلاگ به هیچ وجه سیاسی نیست . حالا این مسببین در ایران چی میشن. ولی در عوض اینجا ایمنی در استرالیا جز ۵ کشور اول دنیاست. خط هواپیمایی ملی استرالیا (کانتاس) امن ترین خط دنیاست. ایمنی پروژه از به موقع بودن پروژه مهمترهستش. افتخار یک مدیرپروژه تموم کردن پروژه بدون حادثه است تا سرموقع تموم کردن. هفته پیش یک سرباز استرالیایی که در افغانستان کشته شده بود اورده بودنش بریزبین . نخست وزیر و مقامات و مردم با چه احترامی تشییع کردند و مردم کوچه بازار یک جورائی غم و غصه داشتن بخاطر این حادثه. ولی وقتی هواپیمای سی یکصدوسی ایران سقوط کرد آیا کسی میدونه بعدش چی شد؟

2-وقت : شما در ایران محکومید که اگر میخواهید کاری غیر از کار روزمره انجام بدید باید وقتتون هدر بره مثل کارهای بانکی و ... . اگر کارهای بزرگتر مثل اخذ وام و یا گرفتن گواهینامه و تعوبض شناسنامه و یا حتی بنام زدن ماشین و ... داشته باشید حداقل یک یا دو روز رو باید براش وقت بذارید ولی همه اینها در عرض نهایتا چند دقیقه هستش . اینها همه نشونه عدم احترام به وقت انسانها در ایران است.

۳- شخصیت : مطمئنم حداقل یک بار از یک نهادی سازمانی مغازه ای و یا حتی از اتاق مدیرتون اومدید بیرون و این جمله رو با خودتون زمزمه کردید "طرف انگار داره با نوکرش صحبت میکنه". مثلا کارمند بانک داد نکره میزنه نفر بعدی و یا مسئول فلان اداره سر ارباب رجوع داد میزنه که مدارکت ناقصه. و یا از همه جالبتر بدلیل عدم وجود فضای رقابتی در بازار اقتصادی ایران دارید از طرف جنس میخرید ولی فروشنده با کمال بی احترامی با شما رفتار میکنه . اینها همه و همه نشونه بارز نداشتن یک رویه و دستور العمل در بدنه اصلی کشور در خصوص مشتری مداری است. طرحی شروع شد بنام تکریم ارباب رجوع ولی مثل سایر طرحها بی نتیجه ماند. حالا در اینجا بدلیل همون پرداخت مالیات ادارات دولتی جرات برخورد این چنینی ندارند و همچنین بدلبل وجود فضای شدید رقابتی در بازار سرمایه و فروشگاهها بانکها و فروشگاهها با نهایت احترام باشما برخورد میکنند. و این اصل مهم را میدانند که اگر به شما بها ندهند و ناز شما را نکشند شما از جای دیگر سرویس خواهید گرفت. جالبه بدونید در اینجا هر جنسی رو بعد از خرید براحتی میتونید پس بدید و پولتون رو بگیرید و براحتی بگید از رنگش خوشم نیمد. نکته بسیار مهم دیگر در ایران فرض براین است که همه انسانها دروغگو هستند مگر خلافش ثابت شود وام بخواهی بگیری باید ششصد تا امضا بدی و ده بیست تا امضا هم از فک و فامیل و آشنا ها بگیری چون فرض بر این است که تو می خواهی فرار کنی و اینها مانع فرارت میشن. ولی اینجا امضا تو یک سند قطعی و مهم برای تمامی مسائل هست. یعنی همه انسانها راست گو فرض میشوند.

۴- آزادی : مقوله ای کلیشه ای شده است . دیگر جای بحث به اون صورت ندارد . فقط طرح آرایش تایید شده مدل موی مردان که توسط وزارت ارشاد بروشور شده بود. تو یکی از این روزنامه های اوزی چاپ کرده بودند و تا یک هفته ای بچه های شرکت ما داشتند شاخ در می اوردند. درست یاد زمانی افتادم که طالبان دیدن تلویزیون و حموم رفتن رو حرام کرده بود.

نتیجه گیری : اگر با ۴ مورد بالا مشکلی نداری و سطح زندگی ات هم در ایران متوسط به بالا هستش مهاجرت اشتباه محض هست. ولی اگر مورد های بالا از کمی دلتنگی ارزشش بیشتره اینجا جای خوبیه برای زندگی دوره دوم رو با سختی هاش طی کن به دوره سوم که رسیدی به حرفهای من هم میرسی.

 

درخاتمه : تو رو خدا برای بار n ام سوال در خصوص نحوه اپلای کردن و ویزا و ... و یکی هم بازار کار رشته تخصصیتون نپرسید. به خدا اصلا اطلاعاتی ندارم در این حوزه.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/26ساعت 16:26  توسط رضا رهنما  | 

دوره ایمنی عمومی یا Generic Induction

مطالب این پست در خصوص دوره ایمنی و الزامات ایمنی هستش که کاملا اجباری هستش و گفتم برای آندسته از دوستان همکار و مهندسین شاید مفید واقع باشه.

همانطور که قبلا هم گفتم کوئینزلند قطب معدنی استرالیا هستش و محور بسیاری از کارها معادن میباشد. در زمانی که به سایت تشریف میبرید شما به هیچ وجه حق ندارید بصورت تنهائی وارد محیط اصلی سایت بشید و همیشه باید با یک اسکورت (که دوره های ایمنی را گذرانده) راه برید و فقط مجاز به عبور و مرور در محیط های اداری هستید.برای اینکه بتونید خودتون به تنهایی و بدون اسکورت به محدوده های کاری برید نیاز دارید دو دوره ایمنی زیر رو بگذرونید.

1- دوره ایمنی عمومی سایت های معدنی یا Generic Induction : که یک دوره دو یا سه روزه هستش تقریبا 16 ساعت در شهر خودتون معمولا برگزار میشه قیمتش تقریبا 600 دلاره معمولا شرکت هزینه اش رو پرداخت میکنه ولی خیلی ها هم ترجیح میدهند این مدرک رو داشته باشند و بعد اقدام به کاریابی میکنن که من توصیه نمیکنم. مدرکش برای دوسال از تاریخ صدور اعتبار داره. در این دوره به آموزش نکات عمومی و جنرال معدن و علائم اختصاری و ساین ها و قوانین عمومی نکات عمومی آتش نشانی و تمرینهای عملی اتش نشانی و ارزیابی ریسک و مدیریت ریسک و کمکهای اولیه و کمک رسانی یا کمک گیری در حوادث سرعت عمل در مواقع اورژانسی و .... تدریس میشه و بسیار بسیار مفید هستش.

2-دوره ایمنی سایت : که یک دوره تقریبا 5 ساعته هستش. برای این شرکت در این دوره باید مدرک دوره 1 و تست مدیکال عمومی (شامل شنوائی بینایئ تنفسی و ... که معمولا در هنگام شروع کار حتی در دفتر مرکزی اون مدرک رو شرکت ازتون میخواد و اگر نداشته باشید خود شرکت براتون به هزینه خودش هماهنگ میکنه) و همچنین جواب تست عدم اعتیاد رو باید داشته باشید. در این دوره به موارد و قوانین خاص وضع شده اختصاصا برای سایت مورد نظر پرداخته میشه که شما مثلا بدونید فلان کپسول آتش نشانی در کجا قرارگرفته یا محل تجمع در مواقع اورژانسی کجاست و یک سری قوانین و نکات که مخصوص همون سایت هستش. پس از گذروندن این دوره شما مفتخر به کارت پرسنل میشید و میتونید کارت ویزیتور رو دور بندازید و با اسکورتتون خداحافظی کنید و به تنهایی هر جا دوست داشتید برید البته با رعایت نکات ایمنی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت 5:4  توسط رضا رهنما  | 

بیمه پزشکی - مدیکر - بیمه خصوصی

مطلبی که از خیلی وقت پیش می خواستم در خصوصش بنویسم بیمه پزشکی بود خیلی ها از جمله خود من نمی دونستم داستان بیمه خصوصی چیه و همیشه میگفتم پس کارت مدیکر به چه درد میخوره. دروهله اول برای کسانی اطلاعاتی در خصوص مدیکر ندارند عرض کنم مدیکر بیمه پزشکی دولتی است که شامل تمامی استرالیاییها و  کسانی که اقامت دائم در استرالیا دارند میشه و یک چیزی مثل بیمه تامین اجتماعی خودمون در خصوص سطح خدمات است با این تفاوت که در ایران باید حتما شاغل باشید و ماهیانه مبلغی رو پرداخت کنید ولی این رایگان است البته بگم که رایگان رایگان هم نیست که در آخر توضیح خواهم داد. خب همونطور که گفتم سطح این بیمارستانها زیاد عالی نیست و مثل بیمارستانهای دولتی بعضا باید تو نوبت برید و یا کمی وقتتون هدر میره. در خصوص پزشکان هم معمولا پزشکان عمومی رو میتونید با طرح مدیکر بهره مند بشید (البته اون هم نه همشون رو) و برای پزشکان تخصصی معمولا تمام هزینه ویزیت رو پرداخت میکنید و بخشی از اون رو میتونید پس میگیرد در اینجا هم بگم که اصلا مرسوم نیست که شما مستقیم برید پیش پزشک متخصص و باید اول برید پیش یک پزشک عمومی و اون تشخیص میده که شما رو پیش کی بفرسته و فقط میتونید بگید مثلا حول و حوش کدوم حوالی شما رو بفرسته. پس شد بیمه مدیکر رایگان برای بیمارستانهای دولتی بعلاوه رایگان برای بعضی از پزشکان عمومی و تقریبا ۴۰ تا ۷۰ درصد تخفیف برای پزشکان متخصص. اما شما میتونید سطح این خدمات رو با خرید بیمه خصوصی بالا ببرید . خدمات بیمه خصوصی معمولا دو سرویس و یا دو محصول مجزا به شما می فروشند یکی سرویس بیمارستان و دیگری Extras. خب سرویس بیمارستان که مشخصه شامل چند پلن مختلف هست که بسته به نیازتون انتخاب میکنید که معمولا بین 120 تا 200 دلار در ماه برای یک خانواده میشه و شاید هم کمی بیشتر و طبق روال همه شرکتهای بیمه در هنگام خرید سرویس باید Excess تون رو انتخاب کنید که عبارتست از مقدار پولی که بابت هر بار بستری شدن در بیمارستان از کل صورتحساب سهم شماست و بقیه رو بیمه میده که معمولا 250 دلار یا 500 دلار و 1000 دلار و ... هستش.. ولی Extras شامل خدمات دندانپزشکی و چشم پزشکی و .... است که مقدار نه چندان زیادی به شما بابت دندانپزشکی تخفیف میدهد. و بعضی از پزشکان متخصص مقدار نه چندان زیادی به شما تخفیف میدهند. اما همونطور که گفتم بیمه دولتی مدیکر انچنان هم مجانی نیست و سالیانه 750تقریبا  دلار مقدار از درآمد سالیانه تون به این اختصاص داره و اگر برگشت پولی بابت اضافه پرداخت مالیات داشتید از اون 750 دلار کم میکنند ولی دولت برای تشویق مردم به داشتن بیمه خصوصی در صورت گرفتن بیمه خصوصی این مبلغ رو به شما پرداخت میکنه ولی زیادی دلتون رو صابون نزنید چون قیمتهایی که دربالا گفته شد با احتساب این میلغ بود چون بیمه های خصوی معمولا این مبلغ رو در قیمتهاشون لحاظ میکنند و به محض خرید نامه ای برای شما ارسال میشه که با امضای اون به شرکت بیمه وکالت میدید که این مبلغ رو دریافت کنه بدیهی است در صورت عدم امضا حق بیمه ماهیانه تون بالاتر میره. امیدوارم به دردتون خورده باشه.

خواهشی که از خوانندگان دارم اینکه در خصوص انواع و اقسام ویزا و نحوه ورود و وکیل و رشته و ... سوال نکنند چون من اطلاعاتم مربوط به 2 یا 3 سال پیشه و قادر به جواب دادن نیستم. ولی هر گونه سوال در خصوص استرالیا و زندگی و ... درخدمتم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/27ساعت 13:4  توسط رضا رهنما  | 

دوباره هوس کردم بنویسم - بهمین راحتی

اره دوباره هوس کردم بنویسم اخه احساس کردم اتفاقاتی که رخ میده هم شاید بدرد بعضی از بچه ها بخوره هم وقتی خودم در آینده میخونمشون یه جورائی جالبه.

ماموریت در اینجا رو می خوام توضیح بدم مطمئنم بر و بچه های مهندس و سایتی استفاده خواهند کرد.

خب طبیعت کار بر و بچه های کنترل پروژه رفتن به سایته مخصوصا هم اگر برای دفتر مرکزی ها کارکنی که باید مرتب به سایت های فعال شرکت سر بزنی و باهاشون هماهنگ باشی. ما زمانی که ایران بودیم مرتب یا تو راه تهران عسلویه بودیم یا تو راه تهران مشهد (برای پالایشگاه سرخس) یا تو راه تهران کرمانشاه. گفتیم میام اینجا راحت میشیم که تو همون اولین مصاحبه بهمون گفتند ممکنه هر دو هفته سفری به سایت داشته باشید . ما هم گفتیم چشم. کار که شروع شد خدا رو شکر  تو مرحله مهندسی و خرید بود و کار سایت هنوز شروع نشده بود ولی حدودا از جولای کار رسمی سایت شروع شد و من از سپتامبر بطور رسمی ماموریتام شروع شد و خدا رو شکر بنا به نیاز کارفرما قرار شد هر دو هفته یک جلسه پرزنتیشن برنامه زمانبندی و پیشرفت داشته باشیم و بطور یک در میان یکی در بریزبین و یکی در سایت یعنی بطور متوسط ماهی یک سفر و تونستم مدیرم رو قانع کنم که همین یک سفر به سایت در ماه کافیه ولی هنوز نتونستم قانعش کنم که سفر یک روزه بجای دو روزه. خب در وهله اول اینجا بر خلاف ایران ایمنی شرط اول اول اول هست و مثل ایران فانتزی و تشریفاتی و قراردادی نیست. اینجا هیچوقت ایمنی رو فدای کار و پیشرفت نمی کنند و بطور اصل از رئیس پروژه و مدیر پروژه گرفته تا تمامی کارگران رعایت میکنند. بخاطر اینکه تمام کردن یک پروژه بدون حادثه برای مدیران با ارزش تر از مقداری تاخیر است. قبل از رفتن به سایت لباس مخصوص سایت به شما داده میشه که شامل پیراهن های حساس به نور یا بقول معروف های ویزیبل و کفش ایمنی و شلوار جین . این رو بگم که معمولا چیزی به عنوان هزینه ماموریت اینجا وجود نداره ولی بازهم بسته به قرارداد فرق میکنه. خب به محض رسیدن به سایت دم درب ورودی به شما یک جزوه دوصفحه ای حاوی کلیه نکات ایمنی می دهند که مطالعه کنید و بعدش یک پرسشنامه که حاوی چند سوال از اون جزوه و چند سوال در خصوص خودتونه. بعد به شما تگ میدهند که بچسبونید به سینه تون و تو اون تگ نام فرد ملاقات کننده با شما رو نوشته که معروف به اسکورت شما هست یعنی این بابا مسئول شما هستش و شما بدون اون اجازه ندارید جائی برید البته بجز دستشویی !! پس از چسبوندن تگ تست الکل میدید (بازدم) و در صورت اکی بودن کلاه ایمنی و عینک ایمنی (آفتابی یا سفید) و دستکشتون رو تحویل میگیرید و میرید تو.البته این قوانین ـ(بغیر از تست الکل که باید همه از مدیر تا کارگر هر روز قبل از ورود تست شوند ) مربوط به ویزیتور ها هستش و بر و بچه های خود سایت پس از گذراندن دوره ایمنی یا اینداکشن سایت مشکلی ندارند.  در هنگام وارد شدن به منطقه کار کلاه و عینک و کفش و لباس اجباری است ولی دستکش ها رو میتونید فقط دستتون بگیرید یا به شلوارتون آویزون کنید. نکته جالب اینه که لباس مدیر پروژه با لباس یک کارگر ساده هیچ فرقی نداره. همه و همه متحد اللباس . خب کارتون که تموم شد بسته به حائی که براتون رزرو کردن میرید و استراحت میکنید. اما چند نکته در خصوص کمپ برو بچه های سایت . معمولا اینجا شرکتهایی هستند که کمپهای بزرگ احداث میکنند و اتاقهاش رو اجاره میدهند به شرکت های پیمانکار مثلا شرکت ما میاد ۱۰۰ تا از این اتاقها رو اجاره میکنه (شاید دوستان همکار کمپ کارگری کرمانشاهان تو عسلویه رو بشناسن) جالبه که این اتاقها تماما یک نفره و بسیار تمیز شامل یخچال و تلویزیون ال سی دی و حمام و توالت بسیار تمیز و کولر گازی و ... هستش و هر روز مثل هتل تمیز میشه. و یک رستوران مرکزی هم در وسط این کمپ هست که بصورت سلف سرویس هر مقدار و از هر غذایی میتونید بخورید یا ببریبد چون معمولا بچه ها برای ناهار فرداشون هنگام شام بر می دارند. جالب ترین نکته اینه که اینجا هم هیچ فرقی میان مدیران و کارگران نیست غذا ها برای همه یکسان اتاقها برای همه یکسان و همه و همه یکسان فقط حقوق آخر برج فرق میکند.من دفعه اول هتل رفتم ولی از اونجائی که تو همون سفر اول با بر و بچه های سایت رفیق شدم گفتم تو سفرهای بعدی برام تو کمپ اتاق گرفتند.  و اما تفریحات . توی سایتهای ایران معمولا ورق بازی بخصوص شلم و حکم و تخته خیلی مرسوم بود. ولی اینجا آبجو حرف اول رو میزنه . دقیقا کنار همون رستوران یک کافه یا پاب هستش که اکثر تیم سایت صرفنظر از پوزیشن از کارگر تا مدیر کنار هم میشن و نوبتی میز رو مهمون میکنن و لذت میبرند . و حالا می فهمم که چرا بازده اینها از ایرانی ها بیشتره.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/01ساعت 16:37  توسط رضا رهنما  | 

سوالات هفته 37 و 38

راستی یک خبر مهم :

تیم گرین آیلند از ابتدای سپتامبر سال 2009 کار خود را با هدف حمایت از مهاجران و مسافران استرالیا آغاز نموده است. گرین آیلند هدف اصلی اش را کمک به هموطنان عزیزی که پس از ماهها انتظار قدم به سرزمین استرالیا می گذارند، ترسیم کرده است.

=============================================================

عسل : شما راجب رشته مواد(متالورژی) و بازرسی جوش اطلاعاتی دارید اینکه کدوم شهر برای این رشتهها بهتر؟واینکه ما مبلغ 25میلیون میتونیم با خودمون بیاریم به نظر شما بهتر به جای اینکه 2سال منتظر ویزا باشیم تحصیلی بیایم اونجا واین مبلغ خرج تحصیل کنیم یا همینجا منتظر ویزا باشیم وبعد که امدیم ادامه تحصیل بدیم؟

جواب : تا اونجائی که من میدونم رشته مواد میتونه در شرکتهای خودروسازی و همچنین تولید قطعات کار بکند تا اونجائی که من میدونم مراکز مهم خودروسازی در ملبورن هست و از اونجائی که کوئینزلند مرکز معدنی استرالیا ست شرکت های مهم تولید ماشین آلات معدنی در بریزبین و ماکای قراردارند پس فکر می کنم این دو شهر بهتر باشه . از سیدنی اطلاعی ندارم ولی فکر میکنم بیشتر تجاری باشد. نظر شخصی من اینه که صبر کنید تا ویزاتون بیاد بعد بیایید.

==========================================================

سعید : شرایط ادامه تحصیل برای کسی که دیپلم وپیش داره چجوریه (من افغانستانی هستم وساکن ایران)البته الان دارم معدن میخونم

اگر پول کافی برای ادامه تحصیل دارید چیزی حدود ۱۵۰۰۰ دلار در سال با ویزای تخصیلی میتونید بیاید. در غیر اینصورت باید لیسانس و ۳ سال سابقه کار و آیلتز و ... رو داشته باشید.

===========================================================

ایلیا:میخواستم بدونم اونجا به راننده لیفتراک و یا جوشکار نیاز دارند اگر نیاز دارندباید چه مدارک و یا شرایطی داشته باشم ؟
راننده لیفتراک رو نمی دونم ولی جوشکار به شدت موردنیاز است البته جوشکار صنعتی یا (بویلر میکر)سعی کنید چند مدرک معتبر بگیرید. درحال حاضر شرکت ما لنگ همین بویلر میکر هست.

==========================================================

مرضیه :من و همسرم هر دو لیسانس کامپیوتر داریم و هر دو شاغل در سازمانهای دولتی هستیم(همسرم کارشناس در سازمان جهاد کشاورزی و من مربی کامپیوتر در سازمان فنی و حرفه ای) حدوداً یک ماه است که تصمیم به مهاجرت گرفته ایم تا 2 روز قبل در حال جمع آوری اطلاعات از کانادا و پر کردن فرم های مربوطه بودیم تا اینکه تبلیغ مهاجرپذیری استرالیا را از ماهواره شنیدیم لطفاً:
0-راجع به صحت و سقم مهاجر پذیری آسان استرالیا بفرمایید
1-تعریفی کلی از استرالیا و در صورت امکان مقایسه آن با کانادا
2-یادگیری زبان انگلیسی را می خواهیم از سی دی های آموزشی دکتر مجد شروع کنیم و سپس برای تکمیل و گرفتن مدرک به موسسات مراجعه کنیم لطفاً نظر خود را بفرمایید
3-با توجه به تنوع زیاد رشته ها در کامپیوتر بفرمایید بازار کار کدام رشته تخصصی در استرالیا بهتر و مناسب تر است
4-از کجا و چگونه شروع کنیم؟

جواب :۰-صحت و سقمش کاملا درسته ولی آنچنان آسان نیست اگر شما آیلتز و مدرک در رشته مورد درخواست استرالیا و ۳ سال سابفه کار مرتبط بیمه ای دارید و از لحاظ مدیکال سالم هستید مشکلی نخواهید داشت و این شرکتها در قبال اخذ ۴ یا ۵ میلیون نقش واسطه یا بقول معروف پیک موتوری رو ایفا میکنند بطوریکه مدارک شما رو میگرند و میفرستند برای اینجا و جوابهای اینها رو میگیرند میدهند به شما. ۱ تا اونجائی که من میدونم بازار کار کانادا اشباع شده ولی استرالیا هنوز کشش دارد. آب وهوای استرالیا به مراتب از آب و هوای یخبندان کانادا بهتر است. از مزایای کانادا نزدیکی به آمریکا و اروپاست.۲-پیشنهاد میکنم ۶ ماه جدی روزی ۲ ساعت با یک معلم بدرد بخور وقت بگذاربد و قال قضیه رو بکنید. ۳-تا اونجائی که من میدونم بازار کار برنامه نویسی با وی بی بازار خوبی دارد ولی از سایر دوستان بپرسید.۴- اول به یکی از این موسسات مهاجرتی مراجعه کنید و ببینید که واجد شرایط هستید یا خیر بعد شروع به مطالعه خط به خط سایت مهاجرت بکنید و با کمک وبلاگهای من و سایر دوستان اقدام کنید.ولی چیزی که مسلمه شما اول باید آیلتزتون رو بگیرید که این قدم بزرگیه/

==========================================================

مهسا :من دانشجوی سال 2 مدیریت بازرگانی هستم. در مورد رشته خودم هم 2 سال سابقه کار دارم. اگه بخوام برای فوق لیسانس اقدام کنم چه مدت طول می کشه ؟ بهترین و سریع ترین ویزا برای من چیه؟

شما باید از طربق تحصیلی بیایید برای فوق لیسانس و باید پول کافی حداقل ۱۵۰۰۰ دلار در سال هم داشته باشید.

=============================================================

مهسا:می خواستم شرایط اجتماعی و فرهنگی استرالیا رو بدونم . مثلا می گن خیلی به مهاجرا سخت می گیرن مخصوصا پلیس. یا مثلا تو سیدنی وضع مواد و الکل خیلی افتضاح تر از ایرانه. ممنون می شم اگه یه اطلاعات درست بدی.

به ما که سخت نگرفته اند چون به نظر من وقتی تو هر اداره با بانک و ... مبری شصت درصدشون مهاجر هستند نمیشه که سخت بگیرند . الکل خب اینجا یک چیز عادیه من نمیدونم منظورتون چیه . بله اینجا تو هر خیابونی مغازه های مختلف مشروب فروشی هست حالا اگر منظورتون اینه که این بدتر از ایرانه .... در خصوص مواد من تا حالا چیزی ندیدم و معتاد هم گوشه کنار خیابان ندیدم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/05ساعت 7:35  توسط رضا رهنما  | 

سوالات هفته 36

مرتضی :

من دانشجوی مهندسی کامپیوتر هستم. تا یک سال دیگه فارغ التحصیل میشم.اخیرا" کلاس زبان هم میرم. الان سنم 27 ساله. به نظر شما برای مهاجرت از کجا باید شروع کنم؟

جواب :

اگر برای اقامت دائم میخواهید اقدام کنید باید کمه کم سه سال سابقه کار داشته باشید ولی برای ادامه تحصیل میتونید اقدام کنید ولی یک مقدار پول اولیه حداقل ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار نیاز دارید تا بیایید اینجا و سرکار برید تا بتونید هزینه دانشگاهتون رو بدید. اگر هم درستون خیلی خوبه میتونید با خیلی از دانشگاهها مکاتبه کنید و بورس بگیرید و یک پولی هم بگیرید. ولی در همه شرایط داشتن مدرک آیلتز فراموش نشود.

==========================================================

مصطفی :

مي خواستم بپرسم شما كه استراليا هستيد رشته ITبهتره يا صنايع هم از نظر شغل(درامد$) و هم ازنظر ادامه تحصيل

جواب:هر دو تاش خوبه باید بدونم منظورت از صنایع چیه . اگر برنامه ریزی و کنترل پروژه هست بازارش اینجا خوبه اونهم بخاطر اینکه یادگیری نرم افزار ها اینجا گرونه . آی تی هم بسته به میزان دانش شما داره ولی رویهمرفته جفتشوت خوبند. از لحاظ درآمدی من فکر میکنم آی تی کمی کمتر باشه ولی صد در صد مطمئن نیستم

===========================================================

رومینا :

من مهندس کامپیوتر هستم و همسرم هم طراح و سازنده ی دکوراسیون اداری هستن (چوبی) خیلی برام مهمه که بدونم در استرالیا کار برای همسرم به چه صورته؟ اینطور که متوجه شدم اونجا بیشتر خانه ها چوبي هستن و اميدوارم كه بازار كار همسرم خوب باشه آيا همينطورره؟

سوال دومم اينه كه بچه ها از چه سني بايد مدرسه برن من يه دختر و يه پسر دارم
دخترم 4 سالشه و پسرم 12 سالشه و اينكه ايا نظام تحصيلي در استراليا مثل ايرانه يعني 5 سال دبستان ، 3 سال راهنمايي و بعد دبيرستانه. ؟

جواب : راستش من سوال اول شما رو متوجه نشدم - اینجا اکثر فریم اصلی خونه ها چوبیه ولی این ربطی به طراحی دکوراسیون اداری نداره. در هر صورت طراحی دکوراسیون اداری فکر می کنم با توجه به اینکه اینها خیلی به محیط کارشون اهمیت می دهند باید بازار کار خوبی داشته باشه. در خصوص سوال دوم بچه ها از همون سنین 4 سالگی به بعد باید برن پیش دبستانی و اگر دولتی برید رایگان هستش. در خصوص سالهای دبستان و راهنمائی و دبیرستان اطلاعی ندارم ولی جمعش با ایران یکی هستش . از دوستانی که بچه دارند می پرسم و هفته بعد می نویسم/

==========================================================

سهراب :

آیا کسانی که با ویزای PR میان استرالیا میتونند وارد دانشگاه بشن و درس بخونن ( مثلا مقطع دکتری ) یا اینکه باید حتما کار کنند و آیا باید IELTS آکادمیک بگیرن یا میشه مثلا با یک دوره زبان تو خود دانشگاه مشکل زبان رو حل کرد ؟ آیا میشه امیدی به گرفتن بورس داشت؟
یک سوال هم راجع به صدور ویزا دارم:من الان چند ماه است لاج کردم ومتاسفانه یک مهر reject ویزای دانشجویی (کانادا) در پاسپورتم دارم، مرددم که آیا واقعیت رو بهشون بگم یا چون به زودی پاسپورتم رو تعویض میکنم پنهان کنم. آیا داشتن یک مهر reject در پاسپورت باعث میشه دولت استرالیا به من ویزا نده؟

جواب : بله شما میتونید براحتی ادامه تحصیل بدید مخصوصا برای اقامت دائمی ها که بسیار ارزونتر از ویزای دانشجوئی است. ولی بسته به شرایط دانشگاه ها باید حداقل آکادمیک 6 رو داشته باشید. دانشگاه با دانشگاه فرق میکنه. اگر ایران کارتون درست باشه بورس هم میتونید بگیرید. درخصوص پاسپورتتون تا اونجائی که یادم میاد موقع لاج از تون کپی تمامی صفحات رو می خواد درثانی تو یکی از فرمها ازتون پرسیده بودند که آیا کشوری شما رو ریجکت کرده یا نه. اگر اونها رو نپرسیده اند پیشنهادم اینه چیزی بهشون نگید و سریعا پاسپورتتون رو عوض کنید هرچند که شما باید شماره پاسپورت جدید رو اعلام کنید.

========================================================

ماینا :

میدونید که مسئله تهیه غذا برای خانمهای خونه همیشه دردسره. می خواستم ببینم امکانش هست در مورد انواع سبزیجات و حبوبات و کلا موادی که بیشتر برای درست کردن غذا تو ایران ازشون استفاده می کنیم نظرتون را بدونم

جواب :اگر سیدنی و مبلورن برید که فکر کنم تنوعش از ایران کمتر نباشه. ولی تمامی حبوبات رو براحتی میشه فروشگاههای اوزی پیدا کرد.برنج هم برنج باسماتی در همه جا هست. ولی با وجود این تو بریزبین دوتا فروشگاه ایرانی و افغانی هست که تمامی مواد ایرونی از بیسکوئیت ساق طلائی گرفته تا کنسرو سبزی قرمه سبزی و شعله زرد و ... رو داره. معمولا همسر من ترجیح میده برنج رو از اونجا بگیره.

============================================================
بی نام :

من عمران خوندم و چند سالیه که دارم کار کنترل پروژه انجام میدم. بیشتر با msp و كمتر با p3.
من براي استراليا اقدام كردم ولي براي كار در اونجا مطمئن نيستم . مي خواستم بدونم شرح وظايف كنترل پروژه اونجا چه جوريه و بيشتر از چه نرم افزاري استفاده مي كنن

جواب :عینا همون شرح وظایف در ایران فقط فرقش اینه که در ایران شرکتها و حتی کارکنان به اون شرح وظایف اهمیت نمی دهند و انجامش نمی دهند و فقط خلاصه میشد به دو تا گزارش و دوتا نمودار رنگی ولی اینجا تمامی اونها به معنای واقعی باید انجام باشه . توصیه میکنم تا قبل از اومدنتون پی سیکس رو یاد بگیرید چون msp رو همه اینجا بلدند (حالا کم و بیش) و روی مفاهیم و تکنیک ها کار کنید تا تو مصاحبه ها بجای اینکه پیچیده شید بپیچونید. چون همکاریم باز هم در خدمتم.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/22ساعت 4:59  توسط رضا رهنما  | 

سوالات هفته ۳۵ :

 

لیلی : آیا برای حساب باز کردن نیاز به آدرس ثابت هست یا نه؟

جواب : افتتاح حساب از ایران - بله چون زمانیکه در ایران هستید و میخوایید حسابتان را چک کتید آدرس رو می پرسند اما وقتی اومدید میتونید آدرس هتل رو بدید و بعد آدرستون رو عوض کنید

===========================================================

الهام :

۱- مي خواستم بدونم هنوز هم در اين شهر اقامت داريد؟ 
۲- مي خواستم يكسري اطلاعات در مورد هتل آپارتمان هاي مركز شهر (اگر خودتون امتحان كرديد) و همينطور كارهايي كه از طريق شبكه هاي دوستان پيدا ميشه در اختيار ما بگذاريد.آيا در بريزبين هم به اين شكل ميشه كار پيدا كرد؟ حتي نه كارهاي تخصصي. و

۳- آيا اينكه الان اوضاع كار كمي بهتر نشده؟ آيا به نظر شما از اول آدم سعيشو بذاره براي اين كه كار تخصصي خودشو پيدا كنه بهتره يا با كارهاي ساده شروع كنه و بعدا كه تو محيط جا افتاد بره دنبال كار تخصصي؟
جواب :

۱- بله من در بریزبین هستم ۲-من هتل Bonaparte رو پیشنهاد میکنم از طریق گوگل پیداش کنید بد نیست اگر رزرو کردید و پول دادید در صورت کنسلی پولی پس نمی ده ولی راحت و نزدیک به همه چیه.سعی کنید هتلی بگیرید که نزدیک خیابان کوئین باشد چون با این خیابان و خیابانهای دور و ور زیاد کار دارید اگر دور تر رفتید چک کنید که میتونید پیاده برید یا نه چون در غیر اینصورت باید همینوطور پول اتوبوس بدید. 3-بعضیا می گن اوضاع بهتر شده ولی حداقل میدونم بدتر نشده ولی اگر میتونید اومدنتون رو دو سه ماهی عقب بندازین مطمئن تره.. نه به نظر من از همون اول سعیتون رو کار تخصصی باشه.

=====================================================

سارا : در خصوص سابقه کار برای خرید خونه اگر کارمون موقتی باشه و دائمی نباشه باز هم شرطش گذشتن 3 ماه از کار در استرالیاست یا باید حداقل 12 ماه بگذره؟

جواب : دقیقا جواتبتون رو نمی دونم ولی شرکت MORTGAE CHOICE رو تو گوگل پیدا کنید و باهاشون مکاتبه کنید . این شرکت از بروکر های بزرگ هستش. اگر هم بریزبین هستید خبرم کنید تا معرفیتون کنم.

=============================================================

سمیه : می خواستم از شما بپرسم میشه وسایل منزل رو با خودمون بیارم از طریق کشتی یا راههای دیگه لطفا اگر می دونید راهنمایی کنید؟در مورد هزینه هاش هم اگر اطلاعاتی دارید بگیید با تشکر از شما .

جواب :شما می تونید وسایلتون رو با کشتی بیارید . ولی به نظر من در 3 حالت مقرون به صرفه هستش : 1-لوازمتون خیلی آنتیک و گران قیمت هستش بطوریکه مثلا اینجا یا پیدا نمیشه یا بالای 20000  دلاره. 2- اونقدر لوازمتون زیاده که می ارزه پول باربری تا اینجا رو بدید. 3- که فکر میکنم بهترین راه هستش با دو سه تا از دوستان مهاجر یک کانتینر بگیرید و انطوری بهتر میشه. تا اونجائی که من شنیدم یک کانتینر تا اینجا 4 تا 5 هزار دلار آب میخوره. در هرصورت اگر تصمیتون با کشتی شد من رو هم خبر کنید شاید با هم تقسیم کردیم.

=================================================

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 12:0  توسط رضا رهنما  | 

تغییر شیوه نگارش وبلاگ

سلام می کنم به همه بچه ها مخصوصا کسانی که کامنت می ذاشتند بدون توجه به اینکه آپ نمی کردم. بگذریم هدف اصلی وبلاگ من در به اشتراک گذاشتن تجربیات خودم در تمامی مراحل مهاجرت بود از ایلتز و اسسمنت بگیر تا خرید خونه در استرالیا. تا اونجایی که وقت داشتم سعی کردم بنویسم و تو این ۶ ماه راستش چیزی نبود که فکر کنم برای خوانندگان مفیده. راستش من زیاد وقت نوشتن در خصوص مسائل حاشیه ای استرالیا و ... ندارم. من تمایل دارم بیشتر در خصوص مواردی بنویسم که حداقل کمک به افرادی که قصد دارند بیان اینجا بکند.

از امروز تصمیم گرفتن تمامی سوالاتی که بچه ها می پرسند رو در صفحه اصلی جواب بدم . البته سوالاتی که جوابش رو می دونم. پس تا میتونید سوال کنید. هر هفته روز یکشنبه وبلاگ بروز میشود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 11:54  توسط رضا رهنما  |