![]() |
![]() |
|
|
خب از روز دوشنبه اسباب کشی داشتیم از هتل آپارتمان به خونه جدید.
اینم بگم که تو این ده روزی که هتل بودیم بیکار ننشستیم و یک ماشین برای یک هفته کرایه کردیم و کلیه لوازم و مایحتاج اولیه از قبیل تلویزیون و میز و ... خریداری کردیم اما شاید این سوال پیش بیاد براتون که چطوری میز و صندلی و ... را با ماشین اوردید. در جواب می گم براحتی . تمام اجناس رو بیعانه می دادیم یا تاریخ تحویلشون رو می گفتیم دوشنبه می خواهیم. روز دوشنبه صبح هم رفت آژانس کرایه ماشین و گفتم لطفا این ماشین رو با یک وانت عوض کن و مابه التفاوتش هم نقدا میدهم . با گرفتن وانت هم اجناس فریت شده ام رو از فرودگاه گرفتم هم تمامی اجناس خریداری شده رو تحویل گرفتم و هم بار و بنه و چمدانها و ... رو از هتل به خانه جدید منتقل کردیم . اینها رو می گم که اگر شما هم شرایطتون مثل من بود همین کار رو بکنید. اما چند تا از بچه ها در خصوص فریت و چه چیزی بیاریم و چه چیزی نیاریم پرسیدند . در یک کلام بگم هیچ جیز بغیر از چیزهای شخصی مورد نیاز تون نیارید کاری که من کردم نکنید من تقریبا ۲۵۰ کیلو بار فریت کردم که شد ۷۵۰ هزار تومان و اینجا موقع گرفتنش ۱۵۰ دلار دادم ولی یعد دیدم همه چیز هست اینجا. فقط یک سری چیزهای تزئینی و فانتزی که دوسشون دارید مثل قاب عکس و عروسک و ... . اونهم تازه اگر می تونید ولش کنید به درد سرش نمی ارزه. تو خیلی از این وبلاگها خونده بودم که لوازم خانگی گران است با خودتون بیارید ولی اینجا لوازم خانگی نو رو (البته بغیر از جاروبرقی) براحتی میتونید هم قیمت ایران تهیه کنید تازه اگر خواستید مقرون به طرفه باشه می تونید روزنامه تریدینگ پست (یک چیزی تو مایه های جمعه بازار روزنامه همشهری) رو بگیرید و مردمی که اجناس خونه شون رو حراج می کنند با قیمت مناسب خریداری کنید برای مثال من خودم یک تلویزیون تقریبا نو ۲۵ اینچ فیلیپس فلت رو خریدم ۵۰ دلار . یک سایت دیگه هم که کار همون روزنامه رو میکنه سایت http://brisbane.gumtree.com.au هست که البته برای هر شهر فرق میکنه تو اون هم مردم میان و دقیقه به دقیقه آگهی میدهند. در خصوص کار فعلا نمی تونم حرفی بزنم چون هنوز ۱۰۰ درصد قطعی نشده . ولی به محض قطعی شدن تجربیاتم رو می نویسم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/08/30ساعت 9:1 توسط رضا رهنما |
|
|
بالاخره رسیدیم
اما چطوری ؟ بهتون ریز به ریز میگم : قسمت اول : ساعت ۳ صبح جمعه پس از خداحافظی از اقوام (با سرو انواع آبغوره و آبلیمو و ....) به کانتر الاتحاد رفتیم و بار مجاز هم نفری ۲۰ کیلو و بار ما هم ۷۲ کیلو - از شانس خوبمون شرکت الاتحاد نفری ۱۰ کیلو جایزه داده بود و با این حال ۱۲ کیلو اضافه داشتیم که کارمند کانتر ۶ کیلو رو بخشید و ۶ کیلو دیگر را اضافه بار دادیم که میشد از قرار هر کیلو ۱۶۶۰۰ تومان چیزی حدود ۱۰۰هزار تومن . من اصولم آدم خوش شانسی هستم ولی در این مورد واقعا تعجب کردم که بدونید تو این پرواز ۳۰۰ نفره فقط و فقط ۳ نفر کارت پرواز ابوظبی تا بریزبین شون آماده نشده بود که من هم جز اون سه نفر بودم البته مسئله مهمی نبود چون تو ابوظبی راحت گرفتمش. ساعت ۷و نیم رسیدیم ابوظبی فرودگاه آنچنان بزرگی نبود (من فقط از طراحی سقفش خوشم اومد) دو سه ساعتی گشت و گذار کردیم و ساعت ۱۰ و خورده ای ابوظبی را به مقصد بریزبین ترک کردیم ولی بعدا متوجه شدیم که تو سنگاپور باید پیاده بشیم تا هواپیما رو علاوه بر سوخت گیری تمیز هم بکنند. دیگه نمیدونم چه ساعتی رسیدیم سنگاپور چون از بس که تو این مدت ساعت رو جلو کشیدیم دیگه داره از دستم میفته. ولی میدونم ساعت ۱۰ شب به وقت محلی بود. فرودگاه سنگاپور واقعا زیبا و تمیز بود من فرودگاههای زیادی رو مثل پاریس ،بارسلونا ، رم و میلان رو دیده بودم ولی این واقعا چیز دیگری بود پیشنهاد می کنم اگر با سایر پرواز ها میایید اگر چند ساعتی تو سنگاپور باشید زیاد اذیت نخواهید شد. پس از یک ساعت دوباره سوار هواپیما شدیم و دیگر ساعت ۸ و نیم صبح به بریزبین رسیدم فرودگاه بدی نبود . در فرودگاه سنگاپور یا در هواپیما برگه ای به آدم می دهند که باید مشخصاتمون رو توش بنویسیم. در بخش دیگر این برگه چند سوال مهم هست که آیا این موارد را همراه خود دارید یا نه که جوابها بصورت بلی خیر هست (مثل غذا - دارو - سیگار - الکل - بذر - پول و ... ) - به محض وارد شدن به فرودگاه در زمان مهر کردن پاسپورت اون برگه رو هم مهر می زنند و بهتون میدهند و بعد میرید بارهاتون رو از روی ریل بر می دارید در حین انتظار برای بارها آقا سگه هم میاد کمی بو تون می کنه که یه وقت زبونم لال اهل مواد و قاچاق و ... نباشید. بارهاتون رو گرفتید میرید تو صف گمرک و منتظر میشید تا مامور گمرک به حساب و کتابتون برسه. معمولا هم اون آیتمهایی رو که گفتید دارم رو بیشتر چک می کنه. متاسفانه من از فرودگاه ابوظبی ۴ بوکس سیگار گرفتم از قرار بوکسی ۱۰ هزار تومان (که تهران ۲۰ هزار تومن بود)ولی نفری ۲۵۰ نخ یا بعبارتی یک بوکس و دو پاکت برای هر نفر مجاز هست و مطابق با قانون مسخره استرالیائی اگر کسی بیش از این مقدار بیاورد باید گمرک کل سیگارهای همراه خود را پرداخت کند نه فقط بخش مازاد آن را. مثلا من می بایست گمرک ۴ بوکس را میدادم . پس توصیه ام به سیگاریهای محترم اینه که فقط و فقط نفری یک بوکس و ۲ پاکت با خودتون بیارید البته بگم که با احتساب گمرک از قیمت اینجا به صرفه تره.خاطره جالبه دیگه اینه که من نیم کیلو چای سبز با خودم اورده بودم که مامور گمرک یک نگاهی بهش کرد و خیلی جالب بود که پهنش کرد و شروع کردن به پاک کردن اون و چند تا شاخه کوچک اون را جدا کرد و بهم پسش داد. دقیقا مثل رفتاری که مامورهای گمرک ایران می کنند!!!! . از اونجا اومدیم بیرون و دوست بسیار خوبم (پویای عزیز) اومد دنبالمون و از اونجائی که من کلی تمرین کرده بودم که یک وقت دم ماشین نرم از در سمت راست سوار شوم این مورد با موفقیت پایان یافت. پس شما هم از همین الان تمرین کنید. دستم خسته شد خواب هم گرفت فردا بقیه رو مینویسم تصمیم دارم کل اقلام سوپری که دیروز خریدیم رو بنویسم که قیمت هم دستتون بیاد. تا فردا قسمت دوم : هتل رو که از قبل رزرو کرده بودم و کلی هم چک و چونه زده بودم و از شبی ۱۱۰ دلار رسونده بودمش به ۸۷ دلار - به این علت که گفته بودم من روم سرویس نمی خوام - رو ساعت ۱ بعد از ظهر گرفتم یک مجموعه آپارتمان بود که یک آپارتمانش رو دادند به ما خیلی کامل و تمیز بود و همه چی از اتو و میز اتو گرفته تا مایکروفر و لباسشویی و غیره هم داشت . برای اینترنت هم یک ووچر یک هفته ای هم گرفتم ۴۰ دلار که متاسفانه بعلت حواس پرتی و دقت نکردن همون فرداش اعتبارم تموم شد چون محدودیت دانلود داشت تا سقف یک گیگا بایت که خانم همسر با دانلود یک فیلم فاتحه اش رو خوند و بعد فهمیدیم که محدودیت دانلود داشت. خلاصه دوباره پویای عزیز بدادم رسید و اینترنتی یک ووچر دیگر خرید بهم داد آخه اونوقت شب رسپشن هتل بسته بود. در بدر دنبال خونه گشتیم تا اینکه یک آپارتمان نیمه فرنیش (که فقط مبلمان و تختخواب نداشت ولی بقیه لوازم رو داشت چشمون رو گرفت و کارمند آژانس طوری معرفی می کرد که ما داشتیم ناز می کردیم. پس از کلی تفکر با خانم همسر قرار شد با طرف برای فردا صبح قرار قرارداد بذاریم که صبح که زنگ زدیم گفتند خب حالا که شما خوشتون اومده باید فرم پر کنید و صورتحساب بانکی و ... رو برامون بفرستید تا ما برای صاحبخونه بفرستیم تا انتخاب کنه. اونجا بود که فهمیدیم بیچاره شدیم و شروع کردیم دست به دامان خداوند شدن. با گیر سه پیچ شدن و دادن پیشنهادات وسوسه انگیز مثل پرداخت اجاره دو ماه در هنگام عقد قرارداد علاوه بر پول پیش مسئله حل شد و قرارداد رو امضا کردیم و الان هم از اونجا برمی گردیم و انشاله جمعه اسباب کشی داریم و از روز دوشنبه در محل جدید ساکن هستیم. پیشنهاد می کنم کسانی که مستاجر هستند یک نامه از صاحبخونه اشون بگیرن و ترجمه اش کنن ضرری نداره . من تمامی مدارک اجاره و پرداخت های اجاره رو در ایتالیا داشتم و فکر کنم نظر مثبتی ایجاد کرد چون همونطور که خوندید تو سایر وبلاگها پیداکردن خونه برای خارجی ها حداقل ۲ هفته طول میکشه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/08/22ساعت 10:38 توسط رضا رهنما |
|
|
بالاخره رسیدیم
اما چطوری ؟ بهتون ریز به ریز میگم : قسمت اول : ساعت ۳ صبح جمعه پس از خداحافظی از اقوام (با سرو انواع آبغوره و آبلیمو و ....) به کانتر الاتحاد رفتیم و بار مجاز هم نفری ۲۰ کیلو و بار ما هم ۷۲ کیلو - از شانس خوبمون شرکت الاتحاد نفری ۱۰ کیلو جایزه داده بود و با این حال ۱۲ کیلو اضافه داشتیم که کارمند کانتر ۶ کیلو رو بخشید و ۶ کیلو دیگر را اضافه بار دادیم که میشد از قرار هر کیلو ۱۶۶۰۰ تومان چیزی حدود ۱۰۰هزار تومن . من اصولم آدم خوش شانسی هستم ولی در این مورد واقعا تعجب کردم که بدونید تو این پرواز ۳۰۰ نفره فقط و فقط ۳ نفر کارت پرواز ابوظبی تا بریزبین شون آماده نشده بود که من هم جز اون سه نفر بودم البته مسئله مهمی نبود چون تو ابوظبی راحت گرفتمش. ساعت ۷و نیم رسیدیم ابوظبی فرودگاه آنچنان بزرگی نبود (من فقط از طراحی سقفش خوشم اومد) دو سه ساعتی گشت و گذار کردیم و ساعت ۱۰ و خورده ای ابوظبی را به مقصد بریزبین ترک کردیم ولی بعدا متوجه شدیم که تو سنگاپور باید پیاده بشیم تا هواپیما رو علاوه بر سوخت گیری تمیز هم بکنند. دیگه نمیدونم چه ساعتی رسیدیم سنگاپور چون از بس که تو این مدت ساعت رو جلو کشیدیم دیگه داره از دستم میفته. ولی میدونم ساعت ۱۰ شب به وقت محلی بود. فرودگاه سنگاپور واقعا زیبا و تمیز بود من فرودگاههای زیادی رو مثل پاریس ،بارسلونا ، رم و میلان رو دیده بودم ولی این واقعا چیز دیگری بود پیشنهاد می کنم اگر با سایر پرواز ها میایید اگر چند ساعتی تو سنگاپور باشید زیاد اذیت نخواهید شد. پس از یک ساعت دوباره سوار هواپیما شدیم و دیگر ساعت ۸ و نیم صبح به بریزبین رسیدم فرودگاه بدی نبود . در فرودگاه سنگاپور یا در هواپیما برگه ای به آدم می دهند که باید مشخصاتمون رو توش بنویسیم. در بخش دیگر این برگه چند سوال مهم هست که آیا این موارد را همراه خود دارید یا نه که جوابها بصورت بلی خیر هست (مثل غذا - دارو - سیگار - الکل - بذر - پول و ... ) - به محض وارد شدن به فرودگاه در زمان مهر کردن پاسپورت اون برگه رو هم مهر می زنند و بهتون میدهند و بعد میرید بارهاتون رو از روی ریل بر می دارید در حین انتظار برای بارها آقا سگه هم میاد کمی بو تون می کنه که یه وقت زبونم لال اهل مواد و قاچاق و ... نباشید. بارهاتون رو گرفتید میرید تو صف گمرک و منتظر میشید تا مامور گمرک به حساب و کتابتون برسه. معمولا هم اون آیتمهایی رو که گفتید دارم رو بیشتر چک می کنه. متاسفانه من از فرودگاه ابوظبی ۴ بوکس سیگار گرفتم از قرار بوکسی ۱۰ هزار تومان (که تهران ۲۰ هزار تومن بود)ولی نفری ۲۵۰ نخ یا بعبارتی یک بوکس و دو پاکت برای هر نفر مجاز هست و مطابق با قانون مسخره استرالیائی اگر کسی بیش از این مقدار بیاورد باید گمرک کل سیگارهای همراه خود را پرداخت کند نه فقط بخش مازاد آن را. مثلا من می بایست گمرک ۴ بوکس را میدادم . پس توصیه ام به سیگاریهای محترم اینه که فقط و فقط نفری یک بوکس و ۲ پاکت با خودتون بیارید البته بگم که با احتساب گمرک از قیمت اینجا به صرفه تره.خاطره جالبه دیگه اینه که من نیم کیلو چای سبز با خودم اورده بودم که مامور گمرک یک نگاهی بهش کرد و خیلی جالب بود که پهنش کرد و شروع کردن به پاک کردن اون و چند تا شاخه کوچک اون را جدا کرد و بهم پسش داد. دقیقا مثل رفتاری که مامورهای گمرک ایران می کنند!!!! . از اونجا اومدیم بیرون و دوست بسیار خوبم (پویای عزیز) اومد دنبالمون و از اونجائی که من کلی تمرین کرده بودم که یک وقت دم ماشین نرم از در سمت راست سوار شوم این مورد با موفقیت پایان یافت. پس شما هم از همین الان تمرین کنید. دستم خسته شد خواب هم گرفت فردا بقیه رو مینویسم تصمیم دارم کل اقلام سوپری که دیروز خریدیم رو بنویسم که قیمت هم دستتون بیاد. تا فردا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/08/19ساعت 16:30 توسط رضا رهنما |
|
|
خیلی سرم شلوغه و اصلا وقت کافی ندارم
فقط اومدم برای خداحافظی کوتاه مدت از اونهائی که سوالاتشون رو هنوز جواب ندادم مغذرت میخوام بزودی وقتی رسیدم اونور جواب میدم . فعلا حداحافظ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/08/16ساعت 8:54 توسط رضا رهنما |
|
|
داره روز بروز به رفتن نزدیک میشه - اول های کار لحظه شماری میکردیم دوست داشتیم زمان بگذره ولی الان دوست دارم این لحظه ها آرام آرام بگذره طوری که حتی اگر به تعطیلات ژانویه نمی خوردیم دوست داشتیم یکماهی با تاخیر بندازیم . توصیه جدی ام اینه که قدر لحظاتتون رو بدونید قدر دور هم بودنها - تو این دوره همه بیشتر دورتون هستند و این به سختی جداشدنتون از اونها اضافه میکنه. حالا از ما گفتن بود از شما هم عجله کردن. اما بگذریم -
بلیط رو برای ۷ نوامبر با الاتحاد گرفتم- یکطرفه - تهران - ابوظبی- بریزبین - ساعت ۵ صبح از تهران و ساعت ۹ صبح فرداش میرسه بریزبین کلا حول و حوش ۷۰۰ هزار تومن شد (البته نفری) که در مقایسه با امارات حداقل ۳۰۰ هزار تومن ارزونتر بود - این از بلیط با همسر تصمیم گرفتیم بخشی از لوازممون رو ببریم که تقریبا ۶ کارتن شد که گذاشتم روز آخر ببرم فرودگاه که با احتساب ۷ روز ارسال حداقل هزینه انبار داری ندیم - یک عده میگویند تا ۱۰ روز و عده ای هم میگویند تا ۳۰ روز انبارداری رایگانه که بین علما اختلاف است بنابراین احتیاط واجب براین است که عدد ۱۰ روز را جدی بگیریم! محل اقامت : پس از یک هفته گشت و گذار و جستجوهای پی در پی بالاخره یک هتل آپارتمان یک خوابه در مرکز اداری شهر (اسپرینگ هیل) با قیمت مناسب پیدا کردم (نرخ هتل معمولا ۱۰۰ تا ۱۲۵ دلار است) - قیمت این شبی ۹۵ دلار بود که توصیه میکنم کسانی که می خواهند بروند هتل و یک هفته یا ۱۰ روز اقامت دارند بروند و با هتل با ایمیل چک و چونه بزنند که مثلا ما یک دفعه ۱۰ روز گرفتیم و یا مثلا ما روم سرویس نمی خوایم که هر روز یکی بیاد و اتاق رو جارو بکشه - ما با این ترفند ها تونستیم قیمت رو برسونیم به شبی ۸۷ دلار. این هم از مزایای اصفهانی بودن - اسمش رو نمیگم چون باید برم اول و ببینم بدرد بخور هست یا نه بعد تبلیغش رو بکنم. بعدش هم یکی از دوستان بسیار خوبم (پویای عزیز) برام کار رزرواسیون و هماهنگی اش رو انجام داد که باز هم ازش تشکر میکنم۰ دیگه چی بگم ؟ آها ماشین رو هم گذاشتم برای فروش یکشنبه آگهی اش کردم که هول هولی نشه . راستی اگر کسی خواست بگه پژو ۲۰۶ تیپ ۳ مدل ۸۵ نوک مدادی کارکرد ۳۵ هزار تا- بدون کوچکترین رنگ شدگی و یا حتی خط و خش- بیمه هم تا آخر فروردین ۸۸ - اصلا دست یک وبلاگ نویس بوده صبح میرفته کافی نت وبلاگ آپ میکرده و بر میگشته. قیمت اش هم ۱۴ میلیون (صفرش ۱۶.۵ هست)- عجب تبلیغی شد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/08/08ساعت 9:9 توسط رضا رهنما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اطلاع رسانی در خصوص نحوه مهاجرت به استرالیا
|
|
RSS
|